تمام تأسيسات كاملاً مجهز بود و موٴسسات علمي گذشته از قبيل بيتالحكمهٴ مأموني بغداد (نيمهٴ اول سدهٴ نهم)، و دارالحكمهٴ حاكمي قاهره (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم)، را به ياد ميآورد. آب و هواي مراغه براي رصدهاي نجومي بسيار مناسب بود. دليلي در دست نيست كه رصدخانه بيش از دو نسل دوام يافته باشد. پس از خاتمهٴ كار در مراغه ديگر تا زمان الغ بيك (سمرقند 1420) هيچ رصدخانهاي بدان اهميت در قلمرو شرقي اسلام ايجاد نشد.
نصيرالدين نخستين رئيس رصدخانه بود، و بعد از او دو تن از پسرانش ( ¿ بخش 24) جانشين او شدند. بنا بر مقدمهٴ
زيج، او از همكاري اينان برخوردار بود: علي بن عمر قزويني (وفات: 1277)، موٴيدالدين عُرضي دمشقي، فخرالدين خلاطي تفليسي، فخرالدين مراغي موصلي. دو اخترشناس ديگر كه در همان زمان در مراغه مشغول به كار بودند، عبارت بودند از محيالدين مغربي و ابوالفرج بنالعبري معروف (حدود 1268 ـ 1279). (از همهٴ اينان جز دو فخرالدين جداگانه در اين مجلد سخن خواهيم گفت). بالاخره بايد اشارهاي به عبدالرزاق بن احمدبن محمد شيباني ملقب به ابنالفوطي (1244 ـ 1323)، كه در سقوط بغداد به اسارت افتاد؛ بعدها، همكار نصيرالدين شد، و سرانجام به كتابداري كتابخانهٴ مراغه رسيد1.
گويند هلاكو برخي از اخترشناسان و دانشمندان را از چين با خود آورده بود، كه از آن جمله بود فائو ـ مون ـ جي (؟)2، و نصيرالدين اطلاعات خود را در زمينهٴ اخترشناسي و تقويم چيني از او به دست آورد. من نتوانستم اين مطالب را مورد رسيدگي قرار دهم.3 با اين همه،
¿ يادداشت مربوط به محيالدين مغربي در ذيل (بخش 3).
7. ابزارهاي مورد استفاده در مراغه ــ فهرستي از اين ابزارها را ميتوان در يادداشت مربوط به عُرضي يافت، كه به توصيف آنها پرداخته است. در اين جا فهرست ديگري است كه خواندمير (نيمهٴ اول سدهٴ شانزدهم)، از جهت ديگري داده است: تماثيل اشكال افلاك؛ تدويرات ؛ حوامِل؛ دوائر موهومه و صور و بروج دوازدهگانه.
نصيرالدين را مخترع حلقهٴ شامله دانستهاند كه ابزاري شامل دو دايرهٴ مدرج در دو صفحهٴ عمود بر يكديگر است. همين اختراع به فرانكوي ليژي (نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم)، و جابربن افلح (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم) هم منسوب است. انتساب دوم كه از رگيومونتانوس است كاملاً معقول به نظر ميرسد؛ جابر هم ممكن بود مانند نصيرالدين آن را ابداع كرده باشد. ولي اولي كمتر